«بيست» ساخته عبد الرضا کاهاني اگرچه نمره اش بيست نبود، اما بدون ترديد موفق ترين فيلم ايراني جشنواره بيست و هفتم در پايان روز سوم و در سينماي رسانه ها بوده است.
کاهاني که متولد 1352 در نيشابور است و فارغ التحصيل تئاتر، پس از دو فيلم بلند سينمايي يعني «آنجا» و «آدم» - که در نوع خود جالب توجه بودند - سومين تجربه خود را با همراهي پوران درخشنده در مقام تهيه کننده، روانه جشنواره کرده است. کاهاني وقتي خود بر اين باور است که تجربه فضاهاي جديد در عين رعايت واقعيت، همواره مورد علاقه اوست، پس بايد نتيجه بگيريم که از عبد الرضا کاهاني در آينده باز هم خواهيم شنيد و سينماي او را خواهيم ستود.
«بيست» اگرچه در صحنه هايي به ويژه با حضور پرويز پرستويي و فرشته صدر عرفايي، يادآور فيلم «کافه ترانزيت» است اما قصه گويي «بيست» و حتي ساختارش به مراتب از آن فيلم جلوتر است. فيلمنامه که حاصل زحمت عبد الرضا کاهاني و حسين مهکام است، بيننده را خسته نمي کند و هنرنمايي کاهاني در مقام کارگردان و ميزانسن نسبتا خوب باعث شده تا با فيلم کم نقصي روبه رو باشيم، فيلمي که به زعم کارگردان هم به مخاطب خاص توجه داشته و هم به مخاطب عام.
پرويز پرستويي در اين فيلم مثل هميشه در اوج است - و البته گاهي تکراري - و در کنار او فرشته صدرعرفايي، حبيب رضايي و عليرضا خمسه فوق العاده اند. برخلاف برخي همکارانم که معتقدند تدوين اثر خوب از کار درنيامده، معتقدم ريتم اثر از نقاط قوت آن است. موسيقي ساده و بجاست. ايده هايي مثل توجه ميثم به استفاده شخصي نکردن از وانت بسيار درست درآمده، همين طور ايده دفتر يادداشت سليماني که در نمايي، نام او در حالي روي شيشه ميز ديده مي شود که صفحه سفيدي در برابر آن است، گويي سليماني برخلاف باور ما از همان ابتدا خشن و وسواسي نبوده و نيازي همه به روان پزشک نداشته است، لذا اين بيست روز، زمان تحول او نبوده که بخواهيم بگوييم اين تحول، باورناپذير است، البته خود مساله «بيست روز» مورد سوال است و اينکه چرا از نظر کاهاني، بيست روز يک زمان ويژه است (!) شايد به اين دليل که بيست، نيمي از چهل است.
فيلمبرداري اثر نيز کم نقص است و شايد استفاده از دوربين به شکل آنکه پرسوناژ را محور قرار مي دهد و دور آن مي گردد، مي توانست در نقش آقاي سليماني منحصر شود و اين در حاليست که از اين تکنيک براي شخصيت ميثم و زن فروشنده کنار درب تالار نيز استفاده شده است.
در «بيست» غم و شادي به شکل کاملا سنجيده اي در کنار هم است و بايد اذعان کرد «بيست» از معدود فيلم هاي ايراني است که توانسته اين نکته را تحقق ببخشد، با اين حال در اين فيلم، شخصيت پسر سليماني و حکايت هاي مربوط به او به ويژه به شوخي گرفتن اينکه او پسر سليماني است، از نقاط ضعف اثر است و حتي اين ديالوگ او که از بيژن مي خواهد با هم گپ بزنند (!) نچسب درآمده است. همچنين سکانس تدارک عروسي بيژن و فيروزه هم زيادي است و حذف آن خللي به کار وارد نمي کند. فيلم آنقدر موقعيت هاي جالب دارد که استفاده از واژه هاي ناشايست کلامي در برخي قسمت ها لازم نباشد و شايد بتوان گفت، نقطه کور «بيست»، نوع گريم مهتاب کرامتي است همانگونه که در سريال «خاک سرخ» هم در نيامده بود و اصولا استفاده از او در نقش هاي اينچنيني زير سوال است!