تبليغاتX
بریم جلو بوق بزنیم
از هر دري سخني

نگاهي به "آن‌ها" سروده‌ي فاضل نظري

اگر «گريه هاي امپراتور» و «اقليت» - دو مجموعه شعر فاضل نظري - فصل هايي در ستايش «عشق» و «مرگ» بودند، «آن ها»، مجموعه جديد او، در ستايش «سفر» است:

«در روزگار شما آن هايي ست. خود را با آنها همراه کنيد. آن هايي که چون ابر مي گذرند.»

 آنان که «اي سيب سرخ غلت زنان در مسير رود... يک شهر تا به من برسي عاشقت شده است» برايشان يادآور «گريه هاي امپراتور» و «من کجا بيشتر از حق خودم خواسته ام... مرگ حق است، به من حق مرا برگردان» يادآور «اقليت» است، اين روزها و در ايام برپايي جشنواره کتاب تهران، در غرفه انتشارات سوره مهر شاهد «سه گانه فاضل نظري» هستند که با حضور مجموعه شعر «آن ها» کامل شده است، مجموعه اي که با 51 غزل ناب و با طراحي کم نظير مجيد زارع، دوستداران شعر و ادب پارسي را سيراب مي کند.
«آن ها» نيز مانند دو مجموعه ديگر شعر فاضل نظري، سرشار از ادبيات نابي است که با بهره گيري درست از حکمت هاي ديني و اسلامي، مي کوشد تا مخاطب خود را براي «آگاهي»، «شناخت» و «معرفت» بيشتر، آماده کند، آنگونه که در مجموعه هاي «گريه هاي امپراتور» و «اقليت»، توجه به مفاهيم «عشق و عقل» و «مرگ و زندگي» مورد توجه بود، در «آن ها» در کنار اين مفاهيم، «لحظه لحظه ها» مورد توجه است که در کليد واژه هايي مانند «سفر»، «آيينه» و خود واژه «آن» پديدار است. به عبارت ديگر شاعر در «آن ها» مي کوشد تا انسان، اين امپراتور زمين که در اقليتي گرفتار آمده، با بهره گيري از لحظات زندگي و با رويارويي با ديگران، ناگزير از سفر باشد براي «معرفت خويش»، معرفتي که سودمندترين دانش هاست. در اين مسير، توجه به «مراقبت نفس» و وصول به «زندگي متعادل»، مورد توجه شاعر است و او در ابيات مختلف در مجموعه «آن ها»، تلاش مي کند تا مفاهيمي مانند «به فردا نيفکندن کار امروز»، «عدم فرار از خود»، «اهميت توبه»، «برادري مرگ و خواب»، «دوري از ريا و نفاق» و «پرسش از خويش» را به خود و مخاطب گوشزد کند:
«سهم ما از خاک وقتي مستطيلي بيش نيست... جاي ما اينجاست يا آن جا چه فرقي مي کند؟»
«کوچ تا چند؟! مگر مي شود از خويش گريخت... «بال» تنها غم غربت به پرستوها داد»
«تا دل پرهيزکارم را ببينم توبه کار... با شعف خود را در آغوش گناه انداختم»
«مرگ يا خواب؟! چقدر اين دو برادر دورند... مژده وصل برادر به برادر برسان».
و اينها هر کدام بيتي از غزل هايي جداگانه اند که البته در جاي جاي «آنها» و به زبان ديگر «تکرار» مي شوند تا با مخاطب بيشتر سخن بگويند.
در ادبيات فاضل نظري، همچنين، ترکيب هاي دوتايي، جايگاه ويژه اي دارند، ترکيب هايي که شاعر با استفاده از آنها، مخاطب يا خواننده خود را به سوي «سير الي المطلوب» فرا مي خواند که از آن جمله اند «زندگي و مرگ»، «شادي و غم»، «مهر و قهر»، «دشنام و دعا»، «مهر و جور»، «وصل و جدايي»، «اقرار و انکار» و «ترديد و يقين» تا جايي که در برخي موارد اين واژه ها، ترکيبي مي آفرينند در ظاهر نامانوس ولي در باطن، پر رمز و راز که «ترديد يقيني» و «تلخ شيريني» از آن جمله است:
«عاقبت ميهمان يک نفريم... مرگ با طعم تلخ شيريني»
«دلبسته افلاکم و پا بسته خاک... فواره اي بين زمين و آسمانم»
«سر برون آوردم از مرداب رو بر آفتاب... چون حباب از شوق آزادي کلاه انداختم»
«مهرت به خلق بيشتر از جور بر من است... سهم برابر همگان نابرابري است»
«به روز وصل چه دل بسته اي؟ که مثل دو خط... به هم رسيدن ما نقطه جدايي ماست»

و اينها تنها نمونه ايست از ابياتي که در غزل هاي مختلف مجموعه «آن‌ها» ديده مي شود و نشان دهنده زبان شعري فاضل نظري و تسلط او در به کارگيري واژه هاست، حتي در جايي مي گويد:
«از تو هم دل کندم و ديگر نپرسيدم ز خويش... چاره معشوق اگر عاشق از او دل کند چيست؟» در اينجا حتي به نظر مي رسد امکان جابه جايي «معشوق» و «عاشق» نيز وجود دارد که خود، نشان دهنده اعجاز کلام براي رسيدن به «معاني نو» و «انديشه هاي نوين» است. در «آن ها»، دو شعر، داراي نام متمايزي از بقيه است: «خورشيد فلک مرتبه را روي زمين يافت» و «طلوع مي کند اکنون به روي نيزه سري»، که در غزل او در اوج جامعيت کلام، در چهار بيت اول حادثه حماسي کربلا و در دو بيت آخر، تکميل آن قيام حسيني، در زباني لطيف و متمايز به تصوير کشيده شده است.
خلاصه‌ي کلام آنکه، بيت بيت «آن ها» مانند «لحظه لحظه زندگي» است و هر کدام از منظري قابل توجه است، چه بهتر مي بود اگر اين 282 بيت با «آن» هاي روي جلد که طراحي شگرفي هم دارد، هم تعداد مي شدند، اگرچه در همين شکل فعلي هم به عدد 272 مي رسيم که با 5 «آن» پشت جلد، 277 خواهد شد و مي تواند براي چاپ هاي بعدي اين کتاب ارزشمند، با در نظر گرفتن 5 «آن» ديگر در حاشيه کتاب يا صفحات داخلي و از جمله در وسط صفحه پاياني، کامل تر شود.
ترديدي نيست که در روزهاي پيش رو، از «آن ها» و «تريلوژي فاضل نظري» بيشتر خواهيم شنيد، مجموعه اي که بارها خواندن آن نيز نه تنها براي مخاطب خسته کننده نيست که او را به کشف جديدتري هم مي رساند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 11:53  توسط حسن حائري  | 

"آن‌ها" نام مجموعه شعر جديد دوست فاضلم، فاضل نظري است كه شامل ۵۱ شعر ناب است.

بدون ترديد اين مجموعه كه با طراحي روحنواز مجيد زارع و به همت انتشارات سوره‌ي مهر در نمايشگاه كتاب رونمايي ميشود، مشتاقان شعر و غزل فارسي را سيراب خواهد كرد.

سوره‌ي مهر  همچنين در حركتي جالب، سه گانه‌ي فاضل نظري را كه شامل "گريه‌هاي امپراتور"، "اقليت" و "آن‌ها" ميشود در قالب پكيجي زيبا و فرهنگي به دوستداران شعر عرضه كرده كه جاي تقدير دارد.

مطمئنم كه "آن‌ها" بيش از دو مجموعه قبلي حرف براي گفتن دارد و بحثهاي پيرامون آن، بويژه پيش‌بيني فروش استثنايي آن، روزهاي آينده هم ادامه خواهد داشت:

"در روزگار شما "آن‌ها"يي است. خود را با "آن‌ها" همراه كنيد."آن‌ها"يي كه چون ابر مي‌گذرند (انّ في ايّام دهركم نفحات، الا فتعرّضوا لها)

...وضع ما در گردش دنيا چه فرقي مي‌كند

زندگي يا مرگ، بعد از ما چه فرقي مي‌كند...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 15:32  توسط حسن حائري  | 

درباره «اخراجي ها» بسيار نوشته و گفته شده است. محمل اين نوشتار، گفت وگوي فريدون جيراني با مسعود ده نمکي در برنامه وزين «دو قدم مانده به صبح»  است که چند روز گذشته از شبکه چهار سيما روي آنتن رفت.

فارغ از آنکه موضوع  برنامه «تحليل فروش اخراجي ها» بود، اما کمتر درباره موضوع صحبت شد، بايد گفت بحث مورد نظر با يک اظهار نظر عجيب از سوي فريدون جيراني آغاز گرديد و آن هم تقسيم بندي سينماي ايران به «قبل از اخراجي ها» و «پس از اخراجي ها» بود! کارشناس برنامه با اين استدلال که اخراجيها باعث افزايش مخاطبان سينما شده است، به اين تقسيم بندي خارق العاده (!) دست زد، غافل از اينکه سينماي ايران بيمارتر از اين حرف هاست که بخواهد با فروش يک فيلم احيا شود و مخاطبان کاذب ايجاد شده براي آن فيلم، مخاطباني باشند که براي سينما بمانند.
اما مسعود ده نمکي. او نيز اخراجي ها را «ملغمه اي از همه چيز» خواند (!) و دليل شکستن خط فرضي داستان را در فيلم خود اين گونه عنوان کرد : « مگر پايبندي به خط فرضي وحي منزل است؟» پاسخ البته مشخص است، وحي منزل نيست اما براي فيلم سازي که خود را با تجربه کارکشته و صاحب سبک بداند، نه براي کارگرداني که با ساختن يکي دو فيلم، حالا بر اين باور است که جور ديگر هم مي شود فکر کرد و بايد براي گذشته خود در نگارش يادداشت هاي تند و آنچناني فکري کند!
بحث آن شب در «دو قدم مانده به صبح» با استناد ده نمکي به برداشت  مخاطب گسترده (دقت کنيد، «مخاطب گسترده» نه «مخاطب عام») و سرود خواندن مردم در سينماها و در پايان فيلم ادامه يافت و جيراني هم گفت در سالني که او فيلم را ديده، کسي سرود نخوانده! البته برداشت و عكس العمل مخاطبان سينما بسيار مهم است و يک نظرسنجي علمي لازم دارد تا بدانيم آيا واقعا فيلم هايي مثل «اخراجي ها» يا سريال هايي مثل «يوسف پيامبر» بيش از آنچه مردم از دفاع مقدس يا داستان يوسف مي دانسته اند، توانسته اند چيزي بيشتر به مردم عرضه کنند؟ پاسخ اوليه به اين پرسش البته منفي است.

 ده نمکي در ادامه برنامه به قياسي مع الفارق دست زد و «اخراجي ها» را «آوردن راهيان نور در بين مردم» خواند!به هر حال از ديرباز گفته اند "شنيدن کي بود مانند ديدن".
اما حکايت جناب مسعود خان ده نمکي با منتقدان. او معتقد است از نقدها ناراحت نمي شود اما سابقه اش، وبلاگش و برخوردش، همه و همه نشان مي دهد ناراحت مي شود، وبلاگش که با «خوش گلبسيز» بالا  ميآيد، فقط شامل نوشته هايي است که درباره  «اخراجي ها» تعريف کرده اند و اين احتمالا به آن معناست که او از نقد ناراحت نمي شود.
 به هر حال آنگونه که ده نمکي در برنامه اشاره شده، « دو ماهه ساخته شدن اخراجي ها» را افتخار مي داند، احتمالا  «اخراجي ها 3» در کمتر از يک ماه ساخته خواهد شد تا رکورد ديگري ثبت شود! جناب ده نمکي همچنين در برنامه از منتقدان مي خواهند لايه هاي ديگر فيلم را ببينند و به ديگران هم بگويند تا لذت از ديدن فيلم بيشتر شود، غافل از اينکه فيلم دو ماهه ساخته شده بعيد است لايه اي پنهاني داشته باشد!
کوتاه سخن آنکه اميد مي رود ده نمکي در اخراجي هاي 3، باحضور يک تيم انديشمند و خبره به ويژه در بحث "فيلمنامه"،  اثري در  خور تامل خلق کند، اثري که قرار است آرمان گرايي را در برابر واقع گرايي قرار دهد و وارد «شهر» شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 9:33  توسط حسن حائري  |