|
|
|
|
|
فيلمهاي«پستچي سه بار در نمي زند» ساخته حسن فتحي و «شبانه روز» ساخته مشترک کيوان علي محمدي و اميد بنکدار، به عبارتي و در کنار هم، هفت فيلم اند در دو فيلم! اگر چه «موجز گويي» و «اختصار» يکي از مشخصه هاي مهم در هنر است، اما اين مشخصه در هنر سينما، کمتر به کار مي آيد، از آن جا که در سينما لازم است تا چيزي به نام «منطق روايي» و «شخصيت پردازي درست» ديده شود. در «پستچي سه بار در نمي زند» بازي امير جعفري قابل توجه درآمده و موسيقي و طراحي صحنه هم بسيار خوب است. حکايت آن واکمن و آن 3 عدد تيله بازيگوش(!) هم در نوع خود عجيب است و همه اينها در حاليست که فتحي تلاش کرده گذشته و آينده را به هم پيوند بزند و البته تلاش او ستودني است غافل از اينکه «زمان حال» و تمرکز روي آن، مهم ترين نکته در تاريخ است. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 10:33 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
«وقتي همه خوابيم»، «سوپر استار»،«عيار 14» و «مي زاک» از جمله فيلم هايي هستند که تا امروز در سينماي رسانه ها روي پرده رفته و البته انتظارات را برآورده نکرده اند. «وقتي همه خوابيم» ساخته بهرام بيضايي، همان گونه که خودش گفته، حرف دل او نيست و ساخته است که ساخته باشد! اين حرف از زبان يکي از بهترين فيلمنامه نويسان سينماي ايران عجيب است و باز هم گفته که ببخشيد اگر فيلم پيش پا افتاده ساختم! اين گونه است که تکليف ما از همين حالا با اين فيلم معلوم است و البته بايد تاسف خورد از هر نظر. «ميزاک» هم که بماند چرا که اصلا نديديم. تعجب مي کنم از همکاران نويسنده و منتقدم. با اين که سابقهي فيلمسازي ليالستاني را مي دانند، باز هم فيلم هايش را مي بينند و بازهم هر چه از دهانشان در ميآيد مي گويند، حتي از اين که «مي زاک» را «مونگلسيم روستايي» بنامند، ابايي ندارند که البته اين لحن کلا م بيشتر توهين است تا نقد و تحليل! نيست؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 8:22 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
"زادبوم" ساختهي ابوالحسن داودي را بايد نوعي "تقاطع ۲" ناميد. "تقاطع" فيلم نسبتا درخشاني بود كه در جشنواره فيلم فجر ديده نشد اما در جشن خانهي سينما به درستي آنرا ديدند و جايزهباران شد.
"زادبوم" البته كمي از "تقاطع" جلوتر است، فيلمي كه به همت حوزهي هنري سازمان تبليغات اسلامي و بنياد سينمايي فارابي توليد شده است، با فيلمنامهاي قابل تحسين از ابوالحسن داودي و فريد مصطفوي و البته با ايدهاي جالب از سيدرضا ميركريمي كه قرار است انتشارات سورهي مهر وابسته به حوزهي هنري به زودي آنرا منتشر كند. "خانواده" - به تعبير زيباي عزت الله انتظامي (لنگر زندگي) - ، "هويت" و "دانش و علم"، سه كليدواژهي مهم "زادبوم هستند، البته "سياست" هم در جايجاي فيلم حضور دارد و در صحنههاي مربوط به تبليغات و انتخابات، خوب درنيامده است؛ به تعبير ديگر فيلم زادبوم خوب شروع نميشود، اما خوب ادامه پيدا ميكند و نسبتا خوب تمام ميشود. "زادبوم" حكايت سه نسل است در پنج روايت موازي و متقاطع كه هر كدام ميتوانست و بهتر بود كه فيلمي مستقل باشد، اما سكانسها در همين فيلم هم خوب در كنار هم چيده شدهاند بويژه سكانسهاي دوتايي يا مكمل از روايتهاي متقاطع كه در جايجاي فيلم به درستي در كنار هم آمدهاند و شايد به همين دليل است كه ميگوييم "زادبوم" به ميزان حداقلي از "تقاطع" بهتر است. فيلم سرشار است از زيباييها و شگفتيهاي طبيعت بويژه روايت لاكپشتها و اثبات اين فرضيه جالب كه "لاكپشتها، هر كجا به دنيا بيايند، سي سال بعد براي تخمريزي به همان نقطه بازميگردند"، فرضيهاي كه تلاش همكارانم براي ربط دادن آن به سي سالگي انقلاب و سفارشي خواندن "زادبوم"، تلاش بيهوده و نچسبي جلوه ميكند. "زادبوم" البته براي به نتيجه رساندن حكايت پنجگانهي خود، طولاني به نظر ميرسد و سكانسهاي پاياني كشدار و خستهكننده است كه بهتر است براي اكران عمومي دستخوش تدوين مجدد شود. سكانس پاياني بويژه از دو منظر قابل توجه است، يكي بحث درباره گرم نگهداشتن ساحل براي بيرون آمدن لاكپشتها از تخم - يا بيان اين نكته كه اگر وطن گرم و ... باشد كسي به فكر مهاجرت نميافتد- كه مشخص نيست چرا به فكر بهرام رادان ميرسد اما به فكر ساحلنشينان بويژه ناخدا كه بومي منطقه هستند، نميرسد! و ديگري بحث خواب بودن نسلهاي دوم و سوم يا عدم حضور آنان در شكوفايي حاصل شده - بيرون آمدن لاكپشتها از تخم يا به دنيا آمدن نوزاد - است كه روايت جالب و قابل بحثيست و ميتوان در زمان اكران عمومي بيشتر به آن پرداخت. به هر حال ابوالحسن داودي در دو فيلم اخير خود، ساختار و فرم جالبي را براي بيان داستان خود برميگزيند كه ميتوان اميدوار بود با استمرار آن، روايتهاي خطي و كسلكنندهي موجود در سينماي ايران به سمت نوآوري و "نو زايي" حركت كند. "زادبوم" بازي هاي چشمگيري ندارد و اين با توجه به حضور بازيگران سرشناس سينمايي عجيب به نظر ميرسد. كوتاه سخن آنكه داودي معتقد است در دو فيلم اخير خود، صرفا به طرح مساله و مشكل پرداخته است و راه برونرفت از مشكل را بايد ديگران بررسي كنند، نگارنده البته بر اين باور است كه "زادبوم" اندكي هم به راهحل پرداخته است اگرچه خود داودي اين اعتقاد را ندارد و ارائهي راه حل را وظيفهي هنرمند و سينما نميداند! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 9:4 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
«بيست» ساخته عبد الرضا کاهاني اگرچه نمره اش بيست نبود، اما بدون ترديد موفق ترين فيلم ايراني جشنواره بيست و هفتم در پايان روز سوم و در سينماي رسانه ها بوده است. پرويز پرستويي در اين فيلم مثل هميشه در اوج است - و البته گاهي تکراري - و در کنار او فرشته صدرعرفايي، حبيب رضايي و عليرضا خمسه فوق العاده اند. برخلاف برخي همکارانم که معتقدند تدوين اثر خوب از کار درنيامده، معتقدم ريتم اثر از نقاط قوت آن است. موسيقي ساده و بجاست. ايده هايي مثل توجه ميثم به استفاده شخصي نکردن از وانت بسيار درست درآمده، همين طور ايده دفتر يادداشت سليماني که در نمايي، نام او در حالي روي شيشه ميز ديده مي شود که صفحه سفيدي در برابر آن است، گويي سليماني برخلاف باور ما از همان ابتدا خشن و وسواسي نبوده و نيازي همه به روان پزشک نداشته است، لذا اين بيست روز، زمان تحول او نبوده که بخواهيم بگوييم اين تحول، باورناپذير است، البته خود مساله «بيست روز» مورد سوال است و اينکه چرا از نظر کاهاني، بيست روز يک زمان ويژه است (!) شايد به اين دليل که بيست، نيمي از چهل است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 7:57 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
گروه تئاتر«مکتب» که مدت کوتاهيست شکل گرفته است، اين روزها نمايشي را با عنوان«شمشير و باد و شلا ق» روي صحنه دارد که از جنبه هاي گوناگون قابل بررسي و تحليل است. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 13:1 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر در پيش است. گفته مي شود 277 فيلم از 63 کشور در جشنواره امسال روي پرده مي رود اما 67 کشور در جشنواره حاضر هستند. اگر از عنوان «بين المللي» جشنواره که بسياري معتقدند هنوز در واقعيت محقق نشده است، بگذريم، بايد گفت اعلا م اين مطلب که در بخش مسابقه سينماي ايران 21 فيلم، در بخش مسابقه فيلم هاي کوتاه ايران 16 فيلم و دربخش مسابقه فيلم هاي اول و دوم هم 14 فيلم حضور خواهند داشت نيز عجيب مي نمايد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 16:25 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
حکايت اختصاص يک سالن سينما به اصحاب رسانه در جشنواره بين المللي فيلم فجر، حکايت جديدي نيست. مهم نيست اين حکايت از چه زماني آغاز شده است، مهم اين است که اين حکايت هر سال تکرار مي شود وهر سال نيز با همه حرف و حديث ها و حاشيه ها بالا خره تمام مي شود! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 15:23 توسط حسن حائري
|
|
||