تبليغاتX
بریم جلو بوق بزنیم
از هر دري سخني
درود

دوست گرانمايه ام، محمدعلي خوانين زاده درباره ي قسمتهاي اخير سريال عجيب و غريب يوزارسيف

مطلبي را قلمي كرده كه مناسب ديدم از آن استفاده كنم:

"داستان يوسف پيامبر (ع)، هم از جنبه‌هاي اعتقادي و هم از جنبه‌هاي زيبايي‌شناختي، جزء تأثيرگذارترين و منحصر به فردترين داستان‌هاي روزگار است كه به تعبير قرآن كريم، «أحسن القصص»، يعني زيباترين و آموزنده‌ترين داستان مي‌باشد. در نتيجه پرداختن به اين داستان و تلاش در جهت انتقال هنرمندانه‌ي مفاهيم اخلاقي و اجتماعي موجود در آن، به‌ويژه در شرايط كنوني جامعه‌ي ما، تلاشي ضروري و البته قابل ستايش است. از همين روست كه به همان ميزان كه مي‌بايست به جنبه‌هاي سازنده و اهداف اساسي داستان پرداخت، از مواردي كه ممكن است در ذهن مخاطب شبهه‌اي ايجاد كند و ذهنيت او را از اهداف اساسي بيان داستان‌هاي قرآني دور سازد نيز، مي‌بايد اجتناب كرد.

سريال يوسف پيامبر (ع)، با وجود همه‌ي نقاط قوتي كه مي‌توان براي آن برشمرد، از جمله ورود جسورانه به حوزه‌ي تصويرسازي از داستان‌هاي قرآني و تلاش متعهدانه جهت انتقال پيام‌هاي اخلاقي و اجتماعي داستان‌هاي قرآني به نسل امروز، متأسفانه در برخي موارد، داراي اشكالاتي است كه با آيات قرآن كريم و روايات معتبر اسلامي، اگر نگوييم كه در تعارض كامل است، لااقل سازگار نيست. از جمله در قسمت‌هاي اخير اين سريال، يوسف (ع)، به دليل اشتباهي كه مرتكب شد، مقدر گرديد كه ماندن او در زندان، به جاي يك سال، به هفت سال ديگر نيز افزايش يابد.

اما اشتباه او بر اساس اين سريال:

چون يوسف (ع)، هنگام آزاد شدن يكي از زندانيان ـ شراب‌دار آمن هوتب سوم (فرعون مصر) ـ از او درخواست كرد كه او را نزد آمن هوتب شفاعت كند، اين درخواست، به منزله‌ي فراموشي خداوند بوده است و درخواست از غير خدا. لذا، يوسف (ع) مرتكب اشتباهي بس بزرگ شده و مستحق مجازات است؛ و مجازات او نيز، 8 برابر شدن دوره‌ي زندان اوست.

 

ظاهراً مستند اين اتفاق، آيه‌ي 42 از سوره‌ي مباركه‌ي يوسف: 12 است؛ اما متن آيه:

 

«وَ قَالَ لِلَّذِي نَجَا مِنْهُمَا اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ»

 

«و (يوسف) به كسي از آن دو كه فكر مي‌كرد نجات مي‌يابد، گفت كه مرا نزد ربّ خود ياد كن. اما شيطان، يادكرد ربّش را از ياد او برد و در نتيجه، (يوسف) چند سالي در زندان ماند.»

 

عبارت مورد اختلاف در آين آيه، عبارت «فَأَنْسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ» است؛ و واژه‌ي كليدي آن، «رَبّ». در اين مورد، مي‌بايست به دو پرسش جواب داد:

1.      شيطان، چه كسي را به فراموشي انداخت؟ به عبارت ديگر، منظور از ضمير «هُ» در جمله‌ي «فَأَنْسَاهُ الشَّيْطَانُ» كيست؟

  1. منظور از «ربّ» در اين عبارت كيست؟

بر اساس برخي از تفاسير، كه اتفاقاً همين تفاسير هم مورد استفاده‌ي سازندگان اين سريال بوده اند، شيطان، «يوسف» را از ياد «پروردگارش» غافل كرد؛ و اين، همان اشتباه اساسي يوسف (ع) بوده است كه وي را مستحق چنين مجازاتي ساخته است. هر چند در مورد اين مجازات و مقدار سال‌هاي زنداني شدن يوسف، اختلاف است (عبارت «بِضْعَ سِنِينَ» در آيه‌ي فوق)؛ و اساساً بسياري از مباحث كلامي در مورد عصمت پيامبران و ترك اولي و …، ناشي از چنين برداشت‌هايي از آيات قرآن كريم و برخي روايات است.

اما در مقابل، بيشتر تفاسير معتبر، ضمن نقل برداشت فوق از آيه، به بيان تفسير صحيح آيه كه متناسب با معتقدات ديني در مورد عصمت پيامبران هم هست، پرداخته اند و تصريح كرده اند كه چنان برداشت ناصحيحي، به هيچ وجه پذيرفتني نيست. و اما تفسير صحيح آيه:

شيطان، فرد نجات‌يافته (شراب‌دار فرعون) را از اين كه نزد سرورش (آمن هوتب) يوسف را ياد كند، غافل كرد. در نتيجه آنان، يوسف را فراموش كردند و وي، چند سالي در زندان ماند.

تفسير فوق، تفسيري است كه مفسران معتبر، از جمله «علامه طباطبايي» و «علامه طبرسي»، كه از بزرگ‌ترين مفسران شيعي محسوب مي‌شوند، در تفاسير خود، آورده اند و حتي به موارد خلاف برداشت اوليه، كه در تعارض آشكار با نصّ قرآن كريم است نيز، توجه داده اند. تعارض با «مُخلَص بودن: إخلاص» يوسف (ع)،  و ….

همچنين، نكته‌ي جالب توجه اين كه در سه آيه‌ي بعد (آيه‌ي 45) سوره‌ي يوسف: 12 و در جريان خواب ديدن فرعون و درخواست تعبير خواب، آمده است كه:

 

«وَ قَالَ الَّذِي نَجَا مِنْهُمَا وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ …»

 

«و كسي از آن دو كه نجات يافته بود و پس از مدتي، (يوسف را) به ياد آورد، گفت …»

 

اين عبارت، به‌روشني، نشان دهنده‌ي تفسير دوم و صحيح آيه است؛ كه آن فردِ نجات‌يافته بود كه يوسف (ع) را فراموش كرد و او را نزد فرعون شفاعت نكرد؛ تا اين كه پس از چند سال، فرعون خوابي ديد و در جستجوي يافتن تعبير خوابش بود، و شراب‌دار، ناگهان به ياد يوسف (ع) افتاد …

آنچه در اين بخش از سريال مورد اشكال و اعتراض است، اين است كه دست‌كم دو شبهه‌ي اساسي در ذهن مخاطب شكل گرفته است؛ يكي اشتباه پيامبران (ع)؛ كه در تعارض با معتقدات رايج در مورد عصمت پيامبران (ع) است. ديگر عدم تناسب مجازات الاهي با جرم بندگان؛ چرا كه چنان‌چه مجازات يك لحظه فراموشي خدا، آن هم براي پيامبر خدا، اين‌چنين باشد، تكليف مجازات بندگان در اين دنيا و آن دنيا چه خواهد بود؟

*

آنچه از عوامل ساخت مجموعه‌هاي عظيمي چون يوسف پيامبر (ع) انتظار مي‌رود، اين است كه با توجه به حساسيت‌هاي موجود در زمينه‌ي اثرگذاري بر اعتقادات مخاطبان و ذهنيت دادن به آنان در راستاي فرهنگ و معارف ديني، پيش از شروع كار، فيلمنامه را در اختيار علما و صاحب‌نظران ديني قرار دهند و حتي‌الامكان با توجه به منابع و تفاسيري كه كمترين اختلاف را با اعتقادات و ذهنيات مخاطبان دارد، داستان خود را شكل دهند. هرچند متقابلاً، از علما و صاحب‌نظران نيز انتظار مي‌رود كه براي چنين كارهاي عظيم و اثرگذاري، وقت و تلاش خود را مصروف دارند تا اثرات مثبت و ماندگار اين قبيل كارها، با كمترين انتقادات و اشكالات مواجه باشد و باقيات صالحي براي همه‌ي دست‌اندركاران محسوب گردد.

در پايان، به نظر مي‌رسد براي زدودن اين دست ابهامات و شبهات از سريال يوسف پيامبر (ع)، جلسات نقد و بررسي اين سريال، حتي همزمان با پخش ساير قسمت‌هاي اين مجموعه، با حضور كارشناسان ديني و از طريق شبكه‌ي اول سيما برگزار شود تا از هم اكنون، با ارائه‌ي پاسخ درست به شبهات و ابهامات، دامنه‌ي اثرپذيري منفي مخاطبان، به حداقل ممكن برسد."

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 13:38  توسط حسن حائري  |