تبليغاتX
بریم جلو بوق بزنیم
از هر دري سخني
درود

میخواهم بیت هایی از غزلسرای صاحب سبک و جوان معاصر یعنی "ابوالفضل (فاضل) نظری" را  برایتان بنویسم.

این غزل ها در دو کتاب (گریه های امپراتور) و (اقلیت) قابل دسترسی است.

(باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق

و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست)

(بیچاره آهویی که صید پنجه ی شیری ست

بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی)

(کی به انداختن سنگ پیاپی در آب

ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت)

(مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد

از جاده ی سه شنبه شب قم شروع شد)

(یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند)

(مثل اناری که از درخت بیفتد

در تب و تاب رسیدن به کمالم)

(به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم

ولی از خویش جز گردی به دامانی نمی بینم)

(کسی را تاب دبدار سر زلف پریشان نیست

چرا آشفته می خواهی خدایا خاطر ما را)

(من کجا بیشتر از حق خودم خواسته ام

مرگ حق است به من حق مرا برگردان)

(خط به خط سرنوشت من مژه ی توست

زندگی کوه بسته است به کاهی)

(خودت بخواه که این انتظار سر برسد

دعای این همه چشم انتظار کافی نیست)

بدرود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 16:20  توسط حسن حائري  | 

درود

كتاب با اين عنوان منتشر شده "در زندگي سخت نگيريد" كه داراي ۱۰۰ قطعه ي جالبه.

مي خواهيم با هم مهم ترين نكات كتاب رو مرور كنيم:

۱.با اشكالات ديگران كنار بياييم.مردم آنطور كه ما دوست داريم رفتار نمي كنند.

۲.نفس عميق كشيدن را فراموش نكنيم.

۳.بيشتر از حرف زدن، بشنويم.

۴.به آنانكه به ما بدي مي كنند، خوبي كنيم.

۵.سعي كنيم اولويتهايمان هم قابل انعطاف باشد.

۶.از "اكنون" لذت ببريم،مهم شاد بودن در لحظه است،فردا خود خواهد آمد.

۷.مشكلات را در آغوش بگيريم.

۸."اگر اينطور نمي شد يا اگر من جاي ديگري بودم، شايد بهتر مي شد"، شايد مي شد و يا شايد نمي

شد.اين افكار دور ريختني است.

۹.هميشه تقصير ماست نه ديگران.

۱۰.ريشه ي جوش آوردن ما، عدم پذيرش واقعیت زندگي است، مي خواهيم هميشه در شرايط مطمئن

باشيم، در حاليكه اين نشدني است.

۱۱.زندگي، منفي نيست بلكه اين افكار ماست كه منفي مي شود، البته خاصيت زندگي هم اين است

كه گاهي افكارمان منفي مي شود، نگراني ندارد، رفع مي شود.

۱۲.به نداي قلب اعتماد كنيم.

۱۳.فكر كنيم كه شايد امروز آخرين روز زندگيمان باشد.

۱۴.  و اما مهم ترين نكته كتاب از نظر نويسنده:

زندگي يك اضطرار نيست، اگر همه چيز طبق نقشه پيش نرود، باز هم زندگي مي گذرد.

بدرود

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 7:14  توسط حسن حائري  | 

درود

خواستم براي يكبار هم كه شده بنويسم پدر و مادر و همسر حق بزرگي به گردن من دارند:پدرم و

 استادم صالح شيخ حائري، مادرم و استادم صفيه نيك زاد و همسرم و همراهم فاطمه سادات بهربر

بياييم براي يكبار هم كه شده فكر كنيم اين دعا يعني چه:

رب اغفر لنا و لوالدينا و لمن وجب حقه علينا و للمومنين و المومنات

حالا اگر بپذيريم كه آدمها مي توانند همه نسبت به همديگر حقي هر چند اندك داشته باشند، پس بياييم

 با يكديگر مهربان تر باشيم.همين.

بدرود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 10:45  توسط حسن حائري  | 

درود

بر خلاف "بچه‌هاي آسمان" كه فيلم فوق‌العاده‌اي بود، "آواز گنجشك‌ها" و حتي "بيد مجنون" سرشار از اشكالات فني و محتوايي هستند.

فيلم‌هاي اخير مجيدي هيچ‌كدام ماندگار نشده‌اند و احتمالا نخواهند شد، مجيدي با اينكه اين روزها حرفهاي خوبي مي زند اما در فيلمسازي توقع بيشتري از او ميرود.

"آواز گنجشكها" و "بيد مجنون" از لحاظ محتوايي بويژه در بحث "مجازات الهي" و بحث "دين شهري و دين روستايي" به شدت قابل مناقشه است.

در فيلمهاي اخير مجيدي، داستان اصلي بعضا در حاشيه قرار گرفته و به جزئيات، توجه بيشتري شده است.  همچنين فيلم بسيار زودتر از آنكه در ظاهر تمام شود، تمام ميشود و مخاطب به تامل پس از فيلم هم تشويق نميشود.

شايد لازم باشد تا مجيدي، يكبار ديگر خودش و گذشته اش را مرور كند، شايد....

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 12:35  توسط حسن حائري  |