|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 12:17 توسط حسن حائري
|
|
|||
|
|
|
|
|
«فرزند خاک» حکايت صادقانه اي از نقش مثال زدني زنان در هشت سال دفاع مقدس است. «فرزند خاک» اگرچه بر مبناي يافتن «مصطفي» پيش مي رود ولي در حقيقت قصه «مينا»ست. دراين فيلم، مخاطب به شکل غيرمستقيم با مفاهيمي مانند «شهيد» و «رزمنده» روبه روست و همين مساله سبب مي شود که پس از مدتها، فيلمي کم نقص و نسبتا درخشان درباره دفاع مقدس ايران عزيز بر پرده سينماها بنشيند. شايد دليل درخشان بودن فيلم در يک کلمه خلاصه شود: «پژوهش و تحقيق» محمدعلي باشه آهنگر در حدود 10 سال مطالعه و بررسي انجام مي دهد و در حقيقت، پيش توليد اين فيلم آنقدر با حوصله وحساب شده انجام مي شود که مخاطب را براي ديدن فيلم مجاب مي کند. خلاصه آن که «فرزند خاک» به همه آناني که ژانر دفاع مقدس را در سينماي ايران تمام شده مي دانستند ثابت کرد که هنوز سوژه هاي بکر فراواني در دفاع مقدس ما هست که کمتر به سراغ آنان رفته ايم، اگر جست وجو کنيم خواهيم يافت. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 10:41 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
مجموعه تلويزيوني «ترانه مادري» هم به پايان رسيد و تجربه اي ديگر براي تلويزيون در توليد مجموعه هاي ملودرام جهت پخش متوالي روزانه رقم خورد، تجربه اي که بدون شک نسبت به مجموعه «نرگس» موفق تر نشان داد اما همچنان مشکل «نويسندگي» و «پرداخت فيلمنامه» به شکلي روشن نمود دارد. البته دست اندرکاران صدا و سيما خود به اين معضل کهنه و اساسي پي برده اند و نشست اخير رييس صدا و سيما با جمعي از فيلمنامه نويسان در همين راستا قلمداد مي شود.اين گونه نشست ها بيشتر حالت تسکين دهنده براي درد را دارد وگرنه مشکل اصلي فيلمنامه نويسي در يک کلمه خلاصه مي شود و آن هم بحث «آموزش» است، آن جا که نه آموزش درست داده شده است و نه آموزش درستي داده مي شود. ديگر اين که برخي بر اين باورند که تلويزيون همچنان مشکلي به نام پر کردن آنتن دارد و آب بستن به مجموعه هاي تلويزيوني در همين راستاست. اين استدلال نمي تواند چندان منطقي باشد، شايد هم باشد! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 10:28 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
چندي پيش، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت نهم، در حضور خبرنگاران به دستاوردهاي فرهنگي دولت پرداخت که گذري بر آن براي اهالي فرهنگ و هنر خالي از لطف نيست. اگر افزايش بودجه فرهنگي کشور در سه سال گذشته را از معدود دستاوردهاي مثبت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بدانيم، در يک نگاه کلي مي توان گفت که عملکرد اين وزارتخانه در سه سال گذشته بسيار معمولي و محافظه کار بوده است.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 7:29 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 14:7 توسط حسن حائري
|
|
|||
|
|
|
|
|
به نظر مي رسد در طول يک سال، تنها 3 مناسبت جدي براي پرداختن به بحث «دفاع مقدس و شهيد و شهادت» داريم که يکي از آنها، سوم خرداد است: روز مقاومت، ايثار و پيروزي. فارغ از اين که برنامه ريزي براي همين موارد معدود هم بحث هاي اساسي و نقدهاي جدي دارد، حال که سوم خرداد را پشت سر گذاشته ایم، مناسب ديديم درباره «گسترش فرهنگ ايثار و شهادت» نکاتي را با هم مرور کنيم. اين در حالي است که احتمالا از سوم خرداد تا هفته دفاع مقدس، هيچ مناسبتي براي يادآوري «فرهنگ ايثار و شهادت» به چشم نمي خورد و چون مناسبتي وجود ندارد، احتمالا برنامه ريزي هم دچار خدشه مي شود! يک بار ديگر صورت مساله را با هم مرور مي کنيم:در روزهایی که مثلا ايام سالگرد حماسه سوم خرداد است، رسانه ها به ويژه صدا و سيما از آن طرف بام مي افتد و مرتب سرود حماسي و فيلم حماسي تکراري پخش مي کند! حتي در دقائق قطع ارتباط مرکز جام جم با شبکه استاني اردبيل در لحظات پخش ديدار تيم ملي فوتبال و باشگاه سايپا، «ممد نبودي» پخش مي شود(!)، اتفاقي که در جمعه 3 خرداد 87 افتاد! بياييم يک بار براي هميشه کلاه مان را قاضي کنيم، فکرهامان را روي هم بگذاريم و ببينيم از اين «امکان عظيم» چه استفاده هايي مي توانيم ببريم يا به تعبير واضح تر چه کنيم تا «فرهنگ ايثار و شهادت» فارغ از مناسبت ها در جامعه جريان و سريان پيدا کند. بدون شک اين مهم بايد از يک مديريت واحد و هماهنگ شروع شود، کاري که مي توان آن را در پيشاني فعاليت هاي «شوراي عالي انقلاب فرهنگي» ديد که ظاهرا خود اين شورا در پيشاني خود نمي بيند! آنگاه لازم است که تمام اطلاعات اعم از خاطرات، دست نوشته ها، عکس ها، فيلم ها و... جمع آوري شود تا در يک «اتاق فکر» و تحت نظارت همان مديريت واحد و هماهنگ، «بازآفريني» و «دسته بندي» شود. بديهي است که در اين «اتاق فکر» توجه ويژه و اساسي به دو بحث «هنر » و «رسانه» خواهد بود تا آن اطلاعات در بهترين و تاثيرگذارترين حالت به مخاطب برسد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 10:17 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
المپيک، ظاهري ورزشي ولي باطني فرهنگي و حتي هنري دارد، حتي بنيانگذار المپيک هم به اين نکته مهم و اساسي توجه داشت و لذا سالهاست در مراسم افتتاحيه المپيک، هم ورزشکاران و هم داوران و دست اندرکاران اجرايي سوگند ياد مي کنند که مدال المپيک اگرچه ارزشمند است اما به اين معنا نيست که از مسائل اخلاقي و انساني بگذريم و بخواهيم به هر شکل ممکن به مدال دست يابيم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 15:4 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
نام کمال تبريزي با فيلم هاي درخشاني مانند «گاهي به آسمان نگاه کن»، «مارمولک» و «ليلي با من است» گره خورده است، سه فيلمي که قطعا در بين توليدات برتر پس از انقلاب جايگاه خاصي دارند. اگر چه «گاهي به آسمان نگاه کن» در زمان اکران زياد نفروخت، «مارمولک» وداعي تلخ با اکران عمومي داشت و «ليلي با من است» هم خيلي دير فهميده شد، اما هر سه فيلم با رگه هايي از طنز در پيدا و پنهان خود، هر منتقدي را مجاب مي کند که نام کمال تبريزي را به عنوان بهترين کارگردان سينماي کمدي 30 سال اخير سينماي ايران انتخاب کند، انتخابي که به شايستگي اتفاق افتاد و راي نگارنده نيز چنين بود، اما چه مي شود که همين کارگردان خوش فکر و قابل احترام سينماي ايران، فيلمي را مي سازد که در يک کلام، گنگ و مبهم است و هدف از ساخت فيلم هم مشخص نيست. فيلم مثلا مي خواهد به بن بست رسيدن يک زوج جوان در زندگي خانوادگي را نشان دهد اما داستان آنقدر مغشوش و سردرگم است که برخي مخاطبان را مجاب مي کند در حين ديدن فيلم چرت بزنند! شايد بگوييد فيلم که خوب مي فروشد اما بايد گفت هر فيلمي که خوب مي فروشد، لزوما فيلم خوبي نيست. به اعتقاد نگارنده، حوزه هنري اين نکته را به درستي متوجه شد و از ساخت فيلم انصراف داد، اگر چه فيلم ساخته شد اما اقدام حوزه هنري مي توانست کمال تبريزي را بر آن دارد تا در فيلمنامه فيلم به عنوان پاشنه آشيل کار، بازنگري کند اما اين کار انجام نشد و حاصل، قصه نامشخصي است که روابط بين پرسوناژها هم درآن در نيامده است و حتي داستان گره گشايي هم ندارد! اگر خواننده اين نوشتار از خود مي پرسد پس چرا فيلم خوب مي فروشد، بدون ترديد حضور «مهران مديري» در مقام بازيگر و مهم تر از آن عنوان جذب کننده فيلم يعني «هميشه پاي يک زن در ميان است»، دو عامل مهم فروش فيلم هستند، دو عاملي که به درستي از آنها در تيزرهاي ساخته شده از فيلم هم مورد توجه قرار گرفته اند تا فروش را تضمين کنند، اما مطمئن هستيم که اين فيلم، اثري ماندگار در کارنامه کمال تبريزي محسوب نمي شود و از يادها خواهد رفت در حالي که 3 فيلمي که در ابتداي نوشتار به آنها اشاره شد، هميشه زنده خواهند ماند و مي توانند نظر همزمان مخاطب عام وخاص را جذب کند تا جائي که مثلا تلويزيون براي بار بيست و چندم، «ليلي با من است» را پخش مي کند و مطمئن است و مطمئنيم که باز هم مخاطب را بر پاي گيرنده ها نگه مي دارد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 12:7 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
ماه رمضان امسال هم مانند سال هاي گذشته در شبکه هاي يک، دو، سه و پنج سيما سريال هاي مختلفي در برابر ديدگان مخاطبان قرار مي گيرد.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 12:0 توسط حسن حائري
|
|
||