تبليغاتX
بریم جلو بوق بزنیم
از هر دري سخني
درود

 

مي گويند ريشه يابي كلمات در دريافت مفهوم آنها كمك زيادي مي كند.

"مقاومت" از "قوام" مي آيد: از ريشه اين كلمه مي توان فهميد كسيكه مي خواهد به دنبال "مقاومت" باشد يا از آن دم بزند، خودش بايد "قوام يافته" باشد يا در راه "قوام يافتگي"

همچنين اين كلمه ريشه نزديكي به كلمه "قيم" دارد كه در عربي همان "ارزشها" ترجمه مي شود.

ديگري كلمه "قيام" است."مقاومت" با "نشستن" و امروز و فردا كردن جور در نمي آيد.

همچنين كلمه "قوم" را داريم كه شايد به اين معنا باشد كه "مقاومت" بيشتر بعد گروهي و جمعي دارد تا بعد فردي....

 

۳۱ شهريور ۵۹ هجري شمسي

در اين روز بود كه كلمه "مقاومت" در تاريخ سياسي، فرهنگي و بين الملل جهان

 مفهوم تازه اي يافت.

خلاصه اينكه اگر توانستيم در مفهوم اين كلمه در دنيا تحول ايجاد كنيم كه البته با

 رهبريهاي بخردانه حضرت روح الله (حشر الله ارواحنا معه و سلام الله عليه)

 و دلاوريهاي همگان اين اتفاق افتاد، اينك بايد با بازخواني هاي كارآمد و روزآمد در

  مفهوم اين كلمه، همچنان "مقاومت" را سرزنده به دنيا معرفي كنيم.

 

اگر ديروز ديوانه اي مثل صدام سنگي انداخت تا اين تغيير مفهومي صورت بگيرد،

روزآمد بودن اين مفهوم كه احساس مي شود نياز مبرم امروز انقلاب ماست، بايد با

 "همفكري" و "پژوهش" همراه باشد و بنظر مي رسد راهي جز اين نداريم.

 

 

بدرود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 13:24  توسط حسن حائري  | 

درود

اول از همه بگم كه اين نوشته درباره فيلم "به نام پدر" ابراهيم حاتمي كياي عزيزه كه ايام جشنواره در سينماي مطبوعات بهش گفتم كه بهتر بود اسم فيلم رو مي ذاشتي:"به نام مادر"

ردّ نكرد ولي گفت: اسم فيلم بعدي رسوله (منظورش رسول ملاقلي پور با فيلم "ميم مثل مادر" كه توي اكران عيد فطر قرار گرفته) ولي همچنان فكر مي كنم شخصيت كليدي اين فيلم مادره نه پدر.

به هر حال خيلي از ماها ابراهيم رو دوست داريم و نمي تونيم ارادتمون رو بهش ناديده بگيريم و به همين دليله كه باز هم دوست داريم راجع به فيلماش مطلب بنويسيم و با هم بحث كنيم.

اول از همه يه شعر رو با هم مرور مي كنيم:

با عرض معذرت از مهدی اخوان ثالث

 

 

 

 

امید مهدی نژاد

 

 

 

ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم

تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

 

 

مهدی اخوان ثالث

 

 

 

 

 

 

 

ز هیچ جهان پوچ اگر دوست دارم

تو را -ای بنام پدر!- دوست دارم

 

اگر یک نفر در جهان دوست دارم

تو را مثل آن یک نفر دوست دارم

 

تویی آنکه من دوست دارم، فقط تو

به غیر از تو عمراً اگر دوست دارم

 

تو را من نه تنها خودم، بلکه با هم

به همراه چندین نفر دوست دارم

 

من از فیلم های دگر در عذابم

تو را من ولی اینقدر دوست دارم*

 

به هرجا روم زود پیش تو آیم

تو را من شبیه فنر دوست دارم

 

من از زنگ زیمنس در پیچ و تابم

و سامسونگ را بیشتر دوست دارم

 

تو آورده ای نوکیا را به زانو

از این رو تو را مستمر دوست دارم

 

تو را من نه تنها فقط بهر سامسونگ

تو را بنده از هر نظر دوست دارم

 

تو را من از این رو که دمب خروسی

به عنوان یک مرغ نر دوست دارم

 

تو را بعد دیدن، بعنوان گردش

ز بلوار تا کارگر دوست دارم

 

الا ای تونالیته زنگ سامسونگ!

تو را مثل مرغ سحر دوست دارم

 

تو را -ای نماینده پارس قائم!

تو را -ای بنام پدر!- دوست دارم.

 

 

 

 

 

* این مصراع را با لحن دلبرانه بخوانید.

 

 

 

و اما چند نكته:

 

۱. در اينكه حاتمي كيا هميشه تلاش داره حرف روز رو بزنه ترديدي نداريم اما گاهي هم شعاري مي شه.

 

۲. استفاده از موبايل در فيلمها في نفسه كار بدي نيست اما اگه بيننده احساس كنه اين موبايل ها كم كم داره به نشان دادن مدل هاي مختلف يه جور موبايل تبديل مي شه، به نظر شما كار خوبيه؟!!

 

۳. توي يه ديالوگ گلشيفته فراهاني به پرويز پرستويي مي گه "بابا! بازم

 

 شما جاي من امضا كردي؟"(موقعيكه قراره پاش عمل جراحي بشه) بايد

 

پرسيد: "نه، پس عمّه ت بايد امضا مي كرد!!!!"

 

۴. امثال مرتضي توي اين فيلم مثل هميشه مظلومن، قربان مظلوميت امثال مرتضاها.

 

۵. بازي گلشيفته فراهاني و افشين هاشمي (همون پسر لوس تئاتر زيباي پنجره ها و روحاني خوش مشرب فيلم به ياد ماندني خيلي دور، خيلي نزديك) همه ما رو اميدوار مي كنه به آينده بازيگري زن و مرد در سينماي ايران.

 

۶. اين گنگ بودن ماجراي معدن هم توي اين فيلم خيلي تابلوه! عجيب نيست؟

 

 

خلاصه اينكه اگه حاتمي كيا بتونه بيشتر به مخاطباي

 

 بي رياي خودش نزديك بشه و نظرات بي شيله پيله اونا

 

 رو بشنوه، هم خودش رو بالا برده هم سينما رو.

 

 

بدرود.  

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 17:2  توسط حسن حائري  | 

درود

چندي پيش شوراي فرهنگ عمومي كشور در فراخواني از همگان خواست تا براي روز بيستم فروردين ماه (روز اعلام دستيابي كشورمان به چرخه سوخت هسته اي)، نامي انتخاب كنند.

از آنجا كه اين فراخوان تاريخي را بعنوان مهلت براي ارسال پيشنهادهاي مردمي تعيين نكرده بود و با توجه به اينكه تا پايان سال مهلت زيادي باقي مانده است، اما ناگهان متوجه شديم آن شوراي فخيمه در جلسه چندي پيش خود، نام آن روز را بدون اشاره به پيشنهادهاي مردمي رسيده اعلام كرد و بزرگترين غافلگيري بزرگ سال را رقم زد.

اين غافلگيري را به فال نيك گرفته و ضمن اعلام نامگذاري شهريور ماه ۸۵ بعنوان ماه غافلگيري آن شوراي مفخم، عاجزانه مسالت داريم پس از اين لطفا افكار عمومي را به بازي نگيريد و بگذاريد كسي به اين جور چيزها فكر نكند تا كسي فكر نكند كه شوراي برجسته انقلاب فرهنگي براي نظرات مردمي ارزشي هم قايل است.

جلساتتان مستدام و نامگذاريهايتان براي فرهنگي كه بودجه اش تنها يك دهم درصد بودجه كل كشور است، پاينده باد.

بدرود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 15:14  توسط حسن حائري  | 

درود

این دعوا ظاهرا تمام شدنی نیست، حتی اخیرا هم گفتند که کوفی عنان آمده ایران تا دعوای نرگس و شوکت را فیصله دهد !!!!

از اظهار فضل های جناب پورمحمدی، مدیر محترم شبکه سه سیما هم نباید گذشت که "نرگس"، آیینه تمام نمایی از زندگی مردم است!!!!!

این کدام آیینه تمام نماست که شخصیتهایش برای ما مفهوم نیست؟ این کدام نوزادی است که مانند طفلی ۹ ماهه می نماید؟!!!

فرموده اند نرگس یک سریال دینی است که به دنبال نشان دادن لزوم نگرش تک تک افراد جامعه به مباحث مذهبی است.

این کدام سریال مذهبی است که شخصیت برجسته مذهبی اش یعنی نرگس می خواهد برود سفر ولی از شوهرش اجازه نمی گیرد؟!!!

و قس علیهذا

فرموده اند "نرگس" و "حلقه سبز" نشان می دهد که شبکه ۳ با هدف توجه به نیاز مخاطب همیشه در جستجوی بالا بردن کیفیت مجموعه های تلویزیونی خود بوده است... از نرگس که بگذریم، بعید است که یک مدیر شبکه از سریال پخش نشده خود تعریف کند!!!!

راستی این داستان انرژی هسته ای و فسیلی هم بدجوری توی ذوق می زند!!! نه غلام!!!!

روایت "نرگس" داغان تر از آن است که بتوان برایش بیشتر تحلیل نوشت....

  

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 16:32  توسط حسن حائري  | 

درود

ديروز شنيدم پارلمان پاكستان قانوني رو تصويب كرده كه پذيرايي كردن با بيش از يك نوع غذا در مجالس عروسي بدليل فخرفروشي ممنوعه !

درباره اين قانون چند نكته قابل تامله:

۱.جزئيات هم مهمه، پس قانون فقط نبايد براي كليات باشه.

۲.در خود قانون، فلسفه قانونگذاري بيان شده، اين يعني توجه به شعور مخاطب، اما نكته ديگر اينه كه اگه كسي مدعي شد من قصد فخرفروشي ندارم، تكليف چيه؟ البته ظاهر امر اينه كه عرف جامعه پاكستان به اينجا رسيده كه كسي نمي تونه چنين ادعايي بكنه !

۳.جامعه اي كه به سمت تجملات بره، بازگشتش به حالت طبيعي خيلي زمان مي بره.

۴.قانون در اين گونه موردها فقط مي تونه يه مسكّن باشه ولي در نهايت اين دلهاي افراده كه بايد به باور برسه تا اون عادت، فرهنگ سازي بشه، پس در نهايت تقويت باور فرد فرد اعضاي جامعه مهمّه.

۵.چند روز پيش هم گفتن كه نهادهاي دولتي موظفند تالارهاي خودشونو براي برگزاري جشنهاي ازدواج و ... اختصاص بدن كه حرف خوبي بود، ولي به قول ظريفي اگه جووني بخواد سالن همايشهاي سازمان فخيمه صداوسيما رو براي جشنش انتخاب كنه، آيا مي تونه؟

بدرود 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 11:53  توسط حسن حائري  |