|
|
|
|
|
درود
حالا كه انتخابات تمام شده بياييم... ديگر دروغ نگوييم، به هم نپريم، فحش ندهيم حتي مودبانه، گذشته را تماما زير سوال نبريم، با عربدهكشي در خيابانها، آرامش را از خودمان سلب نكنيم، قانوني وضع كنيم تا ستاد انتخابات كشور دست دولت وقت نباشد تا حرف و حديثي پيش نيايد، اس ام اس ها را دوباره وصل كنيم!، باز هم مناظره كنيم و بيشتر، خط آهن شيراز اصفهان را درست كنيم...! البته يه كاري هم بكنيم كه صداوسيما آدم شود! راستی این facebook هم چیز خوبیه ها!!!! اونایی که عضو نیستن بجنبن بدرود |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 12:6 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
درباره ي اخلاق انتخاباتي زياد گفته اند و شنيده ايم.چون احساس ميشود در شرايط حاضر كمتر حرف بزنيم بهتر است از وبلاگ شريف "وقايع ابن محمود" به آدرس ebnemahmood.blogfa.com متن زير را انتخاب و فقط با يك تغيير در زير عينا آورده ميشود.اينها احتمالا حرفهايي است كه گوينده هايش مي خواسته اند اينگونه بگويند و البته با رعايت احترام فقط اندكي تغييرش داده اند!بخوانيد و حال كنيد و نويسنده اش را دعا.آن یک تغییر هم درباره نام شخصیتی است که قرار نبود در جمهوری اسلامی مسوولیت بگیرد ولی با نیم رای گرفت! چمران: سیاست خارجی دولت نهم، اسراییل را سوسک کرده است. دیوان محاسبات: یک میلیارد دلار گم نشده، هپلی هپو شده. 20:30 : به دلیل یبوست ناشی از خوردن غذاهای ناهمگون، کروبی سفرش را ناتمام گذاشت. کروبی: سالم و سرحال هستم، بیا و ببین! آقا تهرانی: احمدی نژاد همه ملت ایران را آدم کرده است. رضایی: من اگر رییس جمهور شوم، اجازه نخواهم داد رابطه ایران و آمریکا لنگ در هوا بماند. کلانتری: اگر میرحسین رییس جمهور نشود، شلوارمان را از پایمان در میآورند. احمدی نژاد: موشک سجیل 2 را وسط ناموس غرب ترکوندم. کیهان: میرحسین از سال 57 به این طرف رشد عقلیاش متوقف شده است. عبدی: حال میکنم که بعد از 22 خرداد، بیکار شدن جلاییپور را ببینم. شریعتمداری: مدعیان اصلاحات مشغول مالیدن بیضتین اوباما هستند. ذوالنور: پاتکی که رضایی از پشت به ما زد، بعثیها هم نزده بودند. رضا خاتمی: احمدی نژاد ملت ما را گدا کرده است. دانشجو: انتخاباتی برگزار بکنم که همهتان کف کنید! زاکانی: اصلاحطلبان از بس مرعوب غرب بودند با آنها زیر میز مذاکره میکردند. کروبی: شد ما یه برنامه بدیم، احمدینژاد وسط زمین و هوا آن را کُپ نزند؟ سقای بیریا: دولت نهم در همه خانههای گلی را گل گرفت و چنان بتونی ریخت که صد ریشتر زلزله هم خرابش نمیکند. ضرغامی: من به کروبی غبطه میخورم. ماشاءالله ایشان عین بنجامین باتن روز به روز جوانتر میشوند. فائزه هاشمی: اگر میرحسین رِأی بیاورد، کاری میکند ما زنها یک دقیقه هم از پا ننشینیم. فاطمه کروبی: قبای مدیریت مردانه نیست. با دامن هم میشود خدمت کرد. میرحسین: هیچ نابغهای نمیتواند همه تصمیمها را یکتنه بگیرد، چه برسد به کسانی که آیکیو هم ندارند. احمدینژاد: وظیفه ما خدمت به مردم است. حتی به زور. ولو اینکه خودشان هم نخواهند. سعیدی: بعد از پیامبر (ص) این احمدینژاد بود که توانست دولت کریمه تشکیل بدهد، ولاغیر! کوچکزاده: بزرگان باید مواظب باشند. کیهان: شیخ اصلاحات باز هم تِر زد! کروبی: احمدی نژاد با گُنده گوزیهای خود بزرگترین خدمت را به اسراییل کرد. صفار هرندی: میرحسین باید به ما بگوید با 400 ـ 500 میلیارد دلار دوران جنگ مشغول کدام خیانت بوده است؟ صدا و سیما: کروبی هنگام فحش دادن به طرفداران موسوی خناق گرفت. کرباسچی: میرحسین باید تکلیفش را روشن کند که میخواهد در کدام حوض زیرآبی برود. میرحسین: عقل فردی نمیتواند جای خرد جمعی را بگیرد. مخصوصاً عقل بعضی از افراد کم عقل. شریعتمداری: زهرا رهنورد اگر راست میگوید عکسهای قبل از انقلابش را بدهد من ببینم. احمدی نژاد: دست مافیا را قطع کردم که اینطور به جلز ولز افتادهاند. رضایی: من نگفتم احمدی نژاد کشور را به لبه پرتگاه برده. بلکه گفتم صاف انداخته به داخل پرتگاه. سروش: آن به که حرف دهنت را بسنجی تریاکی غارنشین! دولتآبادی: سروش 30 سال به ریش روشنفکران این مملکت خندیده! ایران: خاتمی از پوست خربزه هم نمیگذرد. اعتماد: ریدمان رسمی احمدی نژاد به اقتصاد ایران. جوان: کسی با شال سبز تا حالا نتوانسته مملکت بسازد. اعتماد نو: امروز کروبی هم مشارکت را لوله کرد و هم به خدمت رایحه خوش خدمت رسید. قوچانی: کروبی تکبر ندارد. اگر کسی به حرفش گوش نداد، او به حرفشان گوش میدهد. سعیدلو: دور سوم سفرهای استانی به کوری چشم دشمنان آغاز میشود. مایلی کهن: آدم در مترو بمیرد زودتر به بهشت واصل خواهد شد. محسن هاشمی: فوتبال ما اسهال گرفته است. علی آبادی: کسی را پیدا نمیکنم که به اندازه احمدی نژاد خوشفکرتر باشد. مهرعلیزاده: تا من بودم کسی ازین غلطها نمیکرد. انصار حزب الله: دلمان برای گفتمان و کوفتمان تنگ شده است. دیوان محاسبات: هر غلطی میکنید، بکنید. شکر اضافی ممنوع!
یک ماه بعد، رییس جمهور منتخب و مردمی: مردم ما در این انتخابات نشان دادند که بهترین مردم دنیا، بهترین تماشاگران و خلاصه با اخلاقترین آدمهای روی زمین هستند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 15:27 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
درود
بياييم وصيت خود را بنويسيم! بدرود
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 13:30 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
نگاهي به "آنها" سرودهي فاضل نظري اگر «گريه هاي امپراتور» و «اقليت» - دو مجموعه شعر فاضل نظري - فصل هايي در ستايش «عشق» و «مرگ» بودند، «آن ها»، مجموعه جديد او، در ستايش «سفر» است: «در روزگار شما آن هايي ست. خود را با آنها همراه کنيد. آن هايي که چون ابر مي گذرند.» آنان که «اي سيب سرخ غلت زنان در مسير رود... يک شهر تا به من برسي عاشقت شده است» برايشان يادآور «گريه هاي امپراتور» و «من کجا بيشتر از حق خودم خواسته ام... مرگ حق است، به من حق مرا برگردان» يادآور «اقليت» است، اين روزها و در ايام برپايي جشنواره کتاب تهران، در غرفه انتشارات سوره مهر شاهد «سه گانه فاضل نظري» هستند که با حضور مجموعه شعر «آن ها» کامل شده است، مجموعه اي که با 51 غزل ناب و با طراحي کم نظير مجيد زارع، دوستداران شعر و ادب پارسي را سيراب مي کند. و اينها تنها نمونه ايست از ابياتي که در غزل هاي مختلف مجموعه «آنها» ديده مي شود و نشان دهنده زبان شعري فاضل نظري و تسلط او در به کارگيري واژه هاست، حتي در جايي مي گويد: |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 11:53 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
"آنها" نام مجموعه شعر جديد دوست فاضلم، فاضل نظري است كه شامل ۵۱ شعر ناب است.
بدون ترديد اين مجموعه كه با طراحي روحنواز مجيد زارع و به همت انتشارات سورهي مهر در نمايشگاه كتاب رونمايي ميشود، مشتاقان شعر و غزل فارسي را سيراب خواهد كرد. سورهي مهر همچنين در حركتي جالب، سه گانهي فاضل نظري را كه شامل "گريههاي امپراتور"، "اقليت" و "آنها" ميشود در قالب پكيجي زيبا و فرهنگي به دوستداران شعر عرضه كرده كه جاي تقدير دارد. مطمئنم كه "آنها" بيش از دو مجموعه قبلي حرف براي گفتن دارد و بحثهاي پيرامون آن، بويژه پيشبيني فروش استثنايي آن، روزهاي آينده هم ادامه خواهد داشت: "در روزگار شما "آنها"يي است. خود را با "آنها" همراه كنيد."آنها"يي كه چون ابر ميگذرند (انّ في ايّام دهركم نفحات، الا فتعرّضوا لها) ...وضع ما در گردش دنيا چه فرقي ميكند زندگي يا مرگ، بعد از ما چه فرقي ميكند...
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 15:32 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
درباره «اخراجي ها» بسيار نوشته و گفته شده است. محمل اين نوشتار، گفت وگوي فريدون جيراني با مسعود ده نمکي در برنامه وزين «دو قدم مانده به صبح» است که چند روز گذشته از شبکه چهار سيما روي آنتن رفت. فارغ از آنکه موضوع برنامه «تحليل فروش اخراجي ها» بود، اما کمتر درباره موضوع صحبت شد، بايد گفت بحث مورد نظر با يک اظهار نظر عجيب از سوي فريدون جيراني آغاز گرديد و آن هم تقسيم بندي سينماي ايران به «قبل از اخراجي ها» و «پس از اخراجي ها» بود! کارشناس برنامه با اين استدلال که اخراجيها باعث افزايش مخاطبان سينما شده است، به اين تقسيم بندي خارق العاده (!) دست زد، غافل از اينکه سينماي ايران بيمارتر از اين حرف هاست که بخواهد با فروش يک فيلم احيا شود و مخاطبان کاذب ايجاد شده براي آن فيلم، مخاطباني باشند که براي سينما بمانند. ده نمکي در ادامه برنامه به قياسي مع الفارق دست زد و «اخراجي ها» را «آوردن راهيان نور در بين مردم» خواند!به هر حال از ديرباز گفته اند "شنيدن کي بود مانند ديدن". |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 9:33 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
درود
اگه دقت كرده باشين اين روزها همه مشغول "حرف زدن" اون هم گاهي از نوع "ور زدن"(!) هستند، چه سياسي چه ورزشي چه اجتماعي چه اقتصادي. البته "حرف زدن درباره فرهنگ" مثل هميشه مظلومه و مظلومانه تر اينكه وقتي هم حرفي زده ميشه اكثرا يا حسابي نيست يا آمار دروغ توش داره يا شعاره يا تفسير سياسي از اون ميشه! بياييم لحظه اي با خود درنگ كنيم. اين همه حرف زدن و فك و فلك را اذيت كردن براي چه؟ سكوت را هم امتحان كنيم، بي ضرره، حتي اگه پيامدهايي داشته باشه. بدرود |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 7:34 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
تلويزيون، بهترين سريالش رو براي عيد سوزوند تا اين سريال اين روزها در سه روز هفته از شبكه يك پخش بشه. اشك ها و لبخندها رو از دست نديد.
حكايت اينكه قرار بوده اين سريال، اساسي دچار سانسور بشه كه حسن فتحي زير بار نميره و چون بعضي مديران در مرخصي نوروزي بودند و تصميم گيري غير ممكن، بعد تعطيلات تازه با هم كنار ميان تا سريال با حداقل مشكل بره براي پخش:شنبه ها و دوشنبه ها و چهارشنبه ها ساعت ۲۲ شبكه يك اما درباره سريالها و مجموعه هاي نوروزي، سعيد مهرپور از خبرگزاري فارس تماس گرفت و نظرخواهي كرد كه متنش رو براتون مي ذارم: «حسنشيخحائري» عضو انجمن منتقدان سينماي ايران، در گفتوگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، در ارزيابي سريالهاي نوروزي تلويزيون،گفت: بهنظرم ميرسد امسال تلويزيون در توليد سريالهاي نوروزي در پنج سال اخير، ضعيفترين سال خود را سپري كرد و در مجموع، نتوانست با عموم مخاطبان ارتباط برقرار كند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 15:1 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
درود
اولا اميدوارم در سال نو به احسن الحال برگشته باشيم و در آن بمانيم. ثانيا حكايتيست كه مي گويد "روزي بر بام عبادتگاهش چنان گريسته كه آب از ناودان روان شده بود و بر رهگذري چكيد. رهگذر پرسيد اين آب پاك است يا نجس؟پاسخ داد پاك نيست كه اشك چشم گناهكار است..." ثالثا آرزوي موفقيت براي همه
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 8:21 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
«دا» خاطرات سيده زهرا حسيني از روزهاي آغازين دفاع مقدس است که به همت سيده اعظم حسيني و انتشارات سوره مهر منتشر و به چاپ دوازدهم رسيده است.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 10:44 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
به بهانه اكران در تالار انديشه حوزه هنري
بدون شک، «درباره الي»، ساخته تامل برانگيز اصغر فرهادي، سينمايي ترين فيلم جشنواره امسال فيلم فجر بود، فيلمي با يک کارگرداني استثنايي که تا امروز و به شايستگي توانسته است دو جايزه کارگرداني بگيرد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 8:58 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
بهترين ها و بدترين ها:
بهترين بازيگران مرد: امير جعفري(پستچي سه بار در نميزند)، حامد بهداد(شبانهروز)، عليرضا خمسه(بيست)، حبيب رضايي(بيست)، مهرداد صديقيان(حيران) بهترين بازيگران زن: ليلا حاتمي(بيپولي)، مهناز افشار(امشب شب مهتابه)، فرشته صدرعرفايي(بيست)، پانته آ بهرام(پستچي سه بار در نميزند)، گلشيفته فراهاني(درباره الي) بدترين بازيگر مرد و زن: دانيال عبادي(امشب شب مهتابه) بهترين كارگردانان: اصغر فرهادي(درباره الي)، عبدالرضا كاهاني(بيست)، ابوالحسن داودي(زادبوم) بهترين فيلمنامه نويسان: فريد مصطفوي و ابوالحسن داوودي(زادبوم)، حسين مهكام و عبدالرضا كاهاني(بيست) بهترين فيلم يا پديده جشنواره: نداريم بهترين فيلمبرداري: مرتضي پورصمدي(شبانه روز) بهترين موسيقي متن: كارن همايونفر(زادبوم) بهترين تدوين: هايده صفيياري(درباره الي)
برخي فيلمهاي جشنواره در يك نگاه:
كودك و فرشته: ضرورت تشكيل اتاق فكر سينماي دفاع مقدس پستچي سه بار در نميزند: سه فيلم در يك فيلم با طعم امثال و حكم دهخدا! وقتي همه خوابيم: ساخت كه ساخته باشد! هفت و پنج دقيقه: ؟؟؟ هر شب تنهايي: تكرار ميزاك: فقط ميتوان گفت متاسفيم امشب شب مهتابه: زير سوال رفتن هيات انتخاب ملك سليمان: سوگلي دبير كه البته نرسيد! بيپولي: قابل قبول با ارفاق بيست: قابل قبول با ارفاق حيران: اميد به آينده درباره الي:فرم فاقد محتوا ترديد: برآوردن نشدن انتظارات از كريممسيحي درزخ، برزخ، بهشت: يك دو سه! زادبوم:قابل قبول با ارفاق سوپراستار:ضرورت بازگشت به آتشبس شبانهروز: چهار فيلم در يك فيلم عيار ۱۴: هياهو براي هيچ صندلي خالي: آشفتگي مفرط صداها: ... اخراجيها۲: بايد قسمت شصتمش را ديد!
برخي عجايب جشنواره بيست و هفتم:
دستور رئيسجمهور براي ورود يك فيلم به بخش مسابقه حضور فيلمي مثل امشب شب مهتابه و ميزاك در بخش مسابقه داد و هوار پرويز شهبازي در سينماي رسانه ها مبني بر اينكه تيتراژ فيلم جزئي از فيلمه!
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 9:12 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
فيلمهاي«پستچي سه بار در نمي زند» ساخته حسن فتحي و «شبانه روز» ساخته مشترک کيوان علي محمدي و اميد بنکدار، به عبارتي و در کنار هم، هفت فيلم اند در دو فيلم! اگر چه «موجز گويي» و «اختصار» يکي از مشخصه هاي مهم در هنر است، اما اين مشخصه در هنر سينما، کمتر به کار مي آيد، از آن جا که در سينما لازم است تا چيزي به نام «منطق روايي» و «شخصيت پردازي درست» ديده شود. در «پستچي سه بار در نمي زند» بازي امير جعفري قابل توجه درآمده و موسيقي و طراحي صحنه هم بسيار خوب است. حکايت آن واکمن و آن 3 عدد تيله بازيگوش(!) هم در نوع خود عجيب است و همه اينها در حاليست که فتحي تلاش کرده گذشته و آينده را به هم پيوند بزند و البته تلاش او ستودني است غافل از اينکه «زمان حال» و تمرکز روي آن، مهم ترين نکته در تاريخ است. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 10:33 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
«وقتي همه خوابيم»، «سوپر استار»،«عيار 14» و «مي زاک» از جمله فيلم هايي هستند که تا امروز در سينماي رسانه ها روي پرده رفته و البته انتظارات را برآورده نکرده اند. «وقتي همه خوابيم» ساخته بهرام بيضايي، همان گونه که خودش گفته، حرف دل او نيست و ساخته است که ساخته باشد! اين حرف از زبان يکي از بهترين فيلمنامه نويسان سينماي ايران عجيب است و باز هم گفته که ببخشيد اگر فيلم پيش پا افتاده ساختم! اين گونه است که تکليف ما از همين حالا با اين فيلم معلوم است و البته بايد تاسف خورد از هر نظر. «ميزاک» هم که بماند چرا که اصلا نديديم. تعجب مي کنم از همکاران نويسنده و منتقدم. با اين که سابقهي فيلمسازي ليالستاني را مي دانند، باز هم فيلم هايش را مي بينند و بازهم هر چه از دهانشان در ميآيد مي گويند، حتي از اين که «مي زاک» را «مونگلسيم روستايي» بنامند، ابايي ندارند که البته اين لحن کلا م بيشتر توهين است تا نقد و تحليل! نيست؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 8:22 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
"زادبوم" ساختهي ابوالحسن داودي را بايد نوعي "تقاطع ۲" ناميد. "تقاطع" فيلم نسبتا درخشاني بود كه در جشنواره فيلم فجر ديده نشد اما در جشن خانهي سينما به درستي آنرا ديدند و جايزهباران شد.
"زادبوم" البته كمي از "تقاطع" جلوتر است، فيلمي كه به همت حوزهي هنري سازمان تبليغات اسلامي و بنياد سينمايي فارابي توليد شده است، با فيلمنامهاي قابل تحسين از ابوالحسن داودي و فريد مصطفوي و البته با ايدهاي جالب از سيدرضا ميركريمي كه قرار است انتشارات سورهي مهر وابسته به حوزهي هنري به زودي آنرا منتشر كند. "خانواده" - به تعبير زيباي عزت الله انتظامي (لنگر زندگي) - ، "هويت" و "دانش و علم"، سه كليدواژهي مهم "زادبوم هستند، البته "سياست" هم در جايجاي فيلم حضور دارد و در صحنههاي مربوط به تبليغات و انتخابات، خوب درنيامده است؛ به تعبير ديگر فيلم زادبوم خوب شروع نميشود، اما خوب ادامه پيدا ميكند و نسبتا خوب تمام ميشود. "زادبوم" حكايت سه نسل است در پنج روايت موازي و متقاطع كه هر كدام ميتوانست و بهتر بود كه فيلمي مستقل باشد، اما سكانسها در همين فيلم هم خوب در كنار هم چيده شدهاند بويژه سكانسهاي دوتايي يا مكمل از روايتهاي متقاطع كه در جايجاي فيلم به درستي در كنار هم آمدهاند و شايد به همين دليل است كه ميگوييم "زادبوم" به ميزان حداقلي از "تقاطع" بهتر است. فيلم سرشار است از زيباييها و شگفتيهاي طبيعت بويژه روايت لاكپشتها و اثبات اين فرضيه جالب كه "لاكپشتها، هر كجا به دنيا بيايند، سي سال بعد براي تخمريزي به همان نقطه بازميگردند"، فرضيهاي كه تلاش همكارانم براي ربط دادن آن به سي سالگي انقلاب و سفارشي خواندن "زادبوم"، تلاش بيهوده و نچسبي جلوه ميكند. "زادبوم" البته براي به نتيجه رساندن حكايت پنجگانهي خود، طولاني به نظر ميرسد و سكانسهاي پاياني كشدار و خستهكننده است كه بهتر است براي اكران عمومي دستخوش تدوين مجدد شود. سكانس پاياني بويژه از دو منظر قابل توجه است، يكي بحث درباره گرم نگهداشتن ساحل براي بيرون آمدن لاكپشتها از تخم - يا بيان اين نكته كه اگر وطن گرم و ... باشد كسي به فكر مهاجرت نميافتد- كه مشخص نيست چرا به فكر بهرام رادان ميرسد اما به فكر ساحلنشينان بويژه ناخدا كه بومي منطقه هستند، نميرسد! و ديگري بحث خواب بودن نسلهاي دوم و سوم يا عدم حضور آنان در شكوفايي حاصل شده - بيرون آمدن لاكپشتها از تخم يا به دنيا آمدن نوزاد - است كه روايت جالب و قابل بحثيست و ميتوان در زمان اكران عمومي بيشتر به آن پرداخت. به هر حال ابوالحسن داودي در دو فيلم اخير خود، ساختار و فرم جالبي را براي بيان داستان خود برميگزيند كه ميتوان اميدوار بود با استمرار آن، روايتهاي خطي و كسلكنندهي موجود در سينماي ايران به سمت نوآوري و "نو زايي" حركت كند. "زادبوم" بازي هاي چشمگيري ندارد و اين با توجه به حضور بازيگران سرشناس سينمايي عجيب به نظر ميرسد. كوتاه سخن آنكه داودي معتقد است در دو فيلم اخير خود، صرفا به طرح مساله و مشكل پرداخته است و راه برونرفت از مشكل را بايد ديگران بررسي كنند، نگارنده البته بر اين باور است كه "زادبوم" اندكي هم به راهحل پرداخته است اگرچه خود داودي اين اعتقاد را ندارد و ارائهي راه حل را وظيفهي هنرمند و سينما نميداند! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 9:4 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
«بيست» ساخته عبد الرضا کاهاني اگرچه نمره اش بيست نبود، اما بدون ترديد موفق ترين فيلم ايراني جشنواره بيست و هفتم در پايان روز سوم و در سينماي رسانه ها بوده است. پرويز پرستويي در اين فيلم مثل هميشه در اوج است - و البته گاهي تکراري - و در کنار او فرشته صدرعرفايي، حبيب رضايي و عليرضا خمسه فوق العاده اند. برخلاف برخي همکارانم که معتقدند تدوين اثر خوب از کار درنيامده، معتقدم ريتم اثر از نقاط قوت آن است. موسيقي ساده و بجاست. ايده هايي مثل توجه ميثم به استفاده شخصي نکردن از وانت بسيار درست درآمده، همين طور ايده دفتر يادداشت سليماني که در نمايي، نام او در حالي روي شيشه ميز ديده مي شود که صفحه سفيدي در برابر آن است، گويي سليماني برخلاف باور ما از همان ابتدا خشن و وسواسي نبوده و نيازي همه به روان پزشک نداشته است، لذا اين بيست روز، زمان تحول او نبوده که بخواهيم بگوييم اين تحول، باورناپذير است، البته خود مساله «بيست روز» مورد سوال است و اينکه چرا از نظر کاهاني، بيست روز يک زمان ويژه است (!) شايد به اين دليل که بيست، نيمي از چهل است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 7:57 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
گروه تئاتر«مکتب» که مدت کوتاهيست شکل گرفته است، اين روزها نمايشي را با عنوان«شمشير و باد و شلا ق» روي صحنه دارد که از جنبه هاي گوناگون قابل بررسي و تحليل است. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 13:1 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر در پيش است. گفته مي شود 277 فيلم از 63 کشور در جشنواره امسال روي پرده مي رود اما 67 کشور در جشنواره حاضر هستند. اگر از عنوان «بين المللي» جشنواره که بسياري معتقدند هنوز در واقعيت محقق نشده است، بگذريم، بايد گفت اعلا م اين مطلب که در بخش مسابقه سينماي ايران 21 فيلم، در بخش مسابقه فيلم هاي کوتاه ايران 16 فيلم و دربخش مسابقه فيلم هاي اول و دوم هم 14 فيلم حضور خواهند داشت نيز عجيب مي نمايد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 16:25 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
حکايت اختصاص يک سالن سينما به اصحاب رسانه در جشنواره بين المللي فيلم فجر، حکايت جديدي نيست. مهم نيست اين حکايت از چه زماني آغاز شده است، مهم اين است که اين حکايت هر سال تکرار مي شود وهر سال نيز با همه حرف و حديث ها و حاشيه ها بالا خره تمام مي شود! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 15:23 توسط حسن حائري
|
|
||
|
|
|
|
|
بيست و هفتمين جشنواره بين المللي فيلم فجر در راه است. جشنواره امسال از يک طرف در سي امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي و از طرف ديگر در آخرين سال فعاليت دولت نهم برگزار مي شود، البته سي سالگي انقلاب اسلامي و دستاوردهاي سي ساله سينماي ايران، بحثي جداگانه را مي طلبد اما جشنواره امسال به نوعي مي تواند خلاصه اي از دستاوردهاي دولت نهم در عرصه هنر هفتم را ارائه کند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 15:32 توسط حسن حائري
|
|
||